اليعقوبي ( مترجم : آيتي )

419

تاريخ اليعقوبي ( فارسي )

« درمان آنچه نفس خواستار آن نيست ، بشتاب جدا شدن است » . رشيد هيصم را فراخواند و دستور داد تا او را گردن زدند . آنگاه حماد بربرى به كار صباح پرداخت و صباح بزارى خواستار امان شد و حماد وى را امان داد ، و بقولى او را امان نداد بلكه او را اسير كرد و با ششصد مرد از همراهان هيصم نزد رشيد فرستاد تا همه شان را گردن زد و هيصم و صباح را با هم بدار آويخت . حماد بربرى سيزده سال در يمن بر سر كار بود و اهل يمن را به سختى شكنجه داد تا آنجا كه گروهى از ايشان رشيد را كه در مكه بود ندا كردند كه : اى امير مؤمنان . ما به خدا و به تو [ پناه مىبريم ] حماد بربرى را اگر مىتوانى از سر ما بردار . پس گفت : نه ، آفرينتان مباد . و ( اين ) حماد غلام هارون بود كه او را در آغاز خلافت خود آزاد كرد ، سپس رشيد حماد را عزل كرد و بجاى وى عبد الله ابن مالك را بر سر كار آورد و تا مرگ هارون با روشى ستوده و رفتارى نيك همچنان در يمن فرمانروا بود . وفات موسى بن جعفر ع موسى بن جعفر بن محمد بن على بن حسين بن على بن ابى طالب كه مادرش كنيزى بنام حمده بود ، در سال 183 در پنجاه و هشت سالگى وفات كرد ، و در بغداد نزد سندى بن شاهك در حبس هارون بود ، پس مسرور خادم را خواست و فرماندهان و منشيان و هاشميان و قضات و هر كس را كه از طالبيان در بغداد بود ، حاضر كرد و سپس ( جامه ) از روى وى برگرفت و بانان گفت : آيا اين ( مرد ) را مىشناسيد ؟ گفتند : چنان كه بايد او را مىشناسيم ، اين موسى بن جعفر است . پس هارون گفت : آيا اثرى و چيزى كه دليل كشته شدن باشد در ( بدن ) او مىبينيد ؟